علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

یه روز خوب

1394/2/16 15:56
نویسنده : مامان فهیمه
429 بازدید
اشتراک گذاری

از وقتیکه با بابایی یکی شدیم محبت بیشتر جمعه ها میریم خونه مادر جون فرشته آخه بابابزرگ فقط ظهر جمعه خونه هست.ولی این جمعه چون نی نی عمه بدنیا اومده بود به خاطه اینکه دورشون شلوغ نباشه آرامش بیشتری داشته باشن نرفتیم و توی خونه بودیم ولی خیلی خوب بود صبحانه که خوردیم رفتیم باغ جنت و کلی توپ بازی و بدو بدو. شنبه هم که روز پدر بود با باباجون حمید و مامان جون رفتیم باغ عمه ی مامان که اونجا هم خیلی خوش گذشت و تو کلی تفریح کردی و مرغ و خروسا رو که جدیدا رابطه بهتری باهاشون برقرار میکنی و دیدی و کلی ذوقخندونک عصرم که خاله پریسا کیک درست کرده بود و مراسم روز پدر گرفتیم. محبت

راستی واسه شما هم به مناسبت تولد حضرت علی یه زنجیر و پلاک "و ان یکاد" نقره گرفتیم بوس

این از نی نی جدید عمه زهرا سپهر کوچولو داداش سارینا.

نی نی

وقتی میریم اونجا و میبینی تو بغل عمه داره شیر میخوره خیلی تعجب میکنی آخه خودت که شیر نخوردی.به عمه میگی "شیر کو ؟ کجاس ؟ لیوان نداره؟ نی نداره ؟ نی یش کووو؟خندونک " وقتی هم عکسشو توی گوشیها میبینی با یه لحن ظریف و کاملا دخترانه میگی "عزیییزممم"بوس

اینم از عکسای روز جمعه.

باغ جنت

پدر و پسر

قاب عکس

پیاده روی    فوتبال

از اول که وارد باغ شدیم میگفتی پارک کو؟ منظورت تاب و سرسره بود بعد که دیدی یهو اینجوری ذوق کردییبوس

ذوق زده    ذوق زده

بعدم که رفتی تا سرسره بازی کنی انقدر داغ بودن که تا اون بالا هم رفتی ولی حاضر نشدی سر بخوری آخه شلوارکم پوشیده بودی بعد دوباره همون راه رو برگشتیخندونک

سرسره    سرسره

سرسره    خنده شیرین

خنده شیرین    وروجک

به باغ جنت هم میگفتی "باغ جنگلخندونک" ازبس که میدویدی تند تند آب میخوردی و میگفتی " گمه " گرمه

تشنه لب    تشنه لب

یهو چشمت خورد به این وسایل بادی ها و گیر دادی که این هواپیما بزرگ و بخریم هر چقدرم بهت گفتم مامان این خیلی بزرگه شما باهاش بازی نمیکنی.فقط تو دست و پاست.آخرم بابا گفت منم که کوچیک بودم یه دونه از همین هواپیماها داشتم و آخر واست خرید و شد همون چیزی که من گفتم دریغ از یه دقیقه بازیمتفکر

هواپیما بازی    هواپیما بازی

یه کم روی چمن ها نشستیم واسه استراحت و یه کاره جالبت این بود,چون شلوارک پات بود سختت بود چمن ها میرفت سیخ سیخی توی پاتخنده به بابا گفتم چیزی بهش نگو ببینیم خودش چه راه حلی پیدا میکنهدرسخوان تو هم اومدی و یه پاتو انداختی روی پای من و اون یکی هم روی پای بابا.چقدر خندیدیم بهت وروجکمبوسبغلبوس دو تاپسر بچه هم اونجا مشغول ماشین بازی بودن ماشیناشونو با بند بسته بودن و روی زمین میکشوندن و میدویدن تو هم به دنبال اونا سرت پایین فقط نگاه ماشینا میکردی بعد برگشتی پیشمون و گفتی " فک کنم ماشینه کنترلیه"خندهمن و بابا هم حسااااابی از شرمندگیت درومدیم و چلوندیمت اساسیییییییبوسبوس

راه حل اختراعی

چه شیرینه

و اینم از عکسای توی باغ عمه و روز پدر

پله پله    پله پله

روز پدر    علی و آندیا

روز پدر

این عکس تو و بابا جونم مربوط به یک سالگیتهمحبت

روز پدر

اینم زنجیر و پلاک

عیدی علی

یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را...

کلماتی مثل بابا,مامان,پدربزرگ...

این روز رو به باباجون مهربونم و بابای مهربونت وهمچنین همسرعزیز و دوست داشتنی تبریک میگم محبت وهمچنین به تو وروجک کوچولوم که اسمت علیهبغل

اینم یه چند تا عکس از قبله که امروز پیداشون کردم.خوردن یه لیوان آب پرتغال هم قد خودتخنده

به به

به به

به به

قربون اون توضیح دادنت که انقدر با هیجانهبوسبوسبوس

خببببببب

امیدوارم تو هر شرایطی که هستی نهایت استفاده رو از اون موقعیتت بکنی و لذت ببری که دیگه هیچ کدوم برنمیگردن چه خوب چه بد.

 

پسندها (6)

نظرات (9)

مامان امیر عطا
16 اردیبهشت 94 19:52
سلام. عزیزم همیشه به گردش و تفریح... ج.نم باهوش راه حلشوووووووو.
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم.ممنونمآره وروجک راه حلی اندیشید
عمه فروغ
16 اردیبهشت 94 20:03
سلام فهیمه جون روز مرد رو با تاخیر بر پدر بزرگوارتان،همسر مهربانتان و بزرگ مرد کوچک علی جونم تبریک میگم ان شاا.. که همیشه سلامت و شاد باشند ای جووووووووونم به علی که برای هر مشکلی راه حلی داره خوشحالم که روز خوبی داشتید همیشه به خوشی و شادی زمینی شدن نی نی عمه جون هم مبارک ان شاا.. که پا قدمش خیر باشه
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنون از تبریکای زیباتانشالا شما هم همیشه خوب و شاد باشید
مامان فرح
16 اردیبهشت 94 22:03
قربونت بشم خاله جون،کاش پیشت بودم و یه بوست میکردم خوشکلم،فدای هوشت بشم(به خاطر چمن ها میگم)، فهیمه جون هم که مثل همیشه کلی عکس خوشکل گرفته،در آخر با کمی تاخیر روزت مبارک بزرگ مرد کوچولو
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی مهربونملطف داری.مهسا جونمو یه بوس محکمش کن
مریم مامان آیدین
17 اردیبهشت 94 12:39
سلام فهیمه جونم اول از همه قدم نو رسیده مبارک و بعد هم چه جمعه و شنبه دلپذیری داشتین اگه بدونی چقدر خوشحال شدم که رابطه علی با مرغ و جوجه ها حسنه شده نگران نباش...با پیشی ها هم یواش یواش خوب میشه...البته اگه تو هم بخوای و کمتر بترسی اگه حتی خودت میترسی سعی کن گاهی با همسری علی رو بفرستی استخون های غذا رو ببره واسه پیشی های دم سطل زباله مثلا وقتی داره غذا میخوره هی بگو اینارو جمع کنیم ببریم واسه پیشی کوچولوها....خیییلی گشنشونه....اگه میبینی دوست نداره گاهی فقط استخون و ته مونده غذا رو ببرین و بزارین و برگردین...بدون پیش پیش کردن و صدا کردن گربه ها بزار چند روزی این کار ادامه پیدا کنه تا مشتاق دیدن نحوه غذا خوردن اونا باشه....تو خیابون هم هر وقت گربه دیدی از دور نشونش بده...با لحن خییییییییییلی ذوق زده...میدونم واقعا ذوق ده هم میشی خوب...برم سراغ شوکولاتمون قربون اون ذوق زدنش از دیدن سرسره و هیجانش از توپ بازی از فکر بکرش برای برخورد نکردن پاهاش با چمن من هم کلی خندیدم...با هووووش کوچولو پلاک و زنجیر خوووشگلش هم مبااارک همه عکس ها خصوصا آب پرتقال خوردن و اون هیجان تعریف کردن اخر خیییلی ناز بود خیلی ببوس شکر کوچولومو
مامان فهیمه
پاسخ
سلام دوست عزیزم.ممنونم ازت بابت تبریک آره خدا رو شکر نسبت به مرغ وخروس خیلی بهتر شده واااای یعنی میشه یه روزی بیاد که این علی کوچولوی منم از گربه و سگ و بقیه حیوونا انقد نترسه بازم مثل همیشه از راهنماییهای خوبت استفاده میکنم و به حرفت گوش میدم انشالا که موفق بشمممنونم ازت بابت همه چیز.این بوووووووس واسه هر دو تونه هم تو هم گل پسر نازت
اسپاترا
17 اردیبهشت 94 20:27
سلام فهيمه جون روز پدر ،همسر،و پسر گلت رو بهت تبريك ميگم اميدوارم كه هميشه شاد و سلامت باشيم و هميشه به گشت و گذار كلى اين على كوچولو رو از طرف خاله ماچ ماچش كن راستى كادوى خوشگلت هم مبارك باشه على كوچولو ناز
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم ممنون از تبریکت و مهربونیت .مرسییییی
فریده
19 اردیبهشت 94 9:49
آفرین به پسر باهوش . اونجا که گفته ماشین کنترلی هست می خواستی از طرف منم بچلونیش. عزیزم ، هواپیماهه از خودشم بزرگتره هزار تا بوس خوشمزه واسه علی کوچولو مرد کوچک
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی عزیزم لطف داری هزاااااااار تاپرهام جونمم ببوووووووس
مریم مامان آیدین
20 اردیبهشت 94 18:13
خصوصی داری فهیمه جووونم
مامان رویا
21 اردیبهشت 94 11:37
آفرين به علي كوچولوي باهوش و دوست داشتني و خوش تيپ...
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله جون مهربونم
مامان فهیمه
3 خرداد 94 13:55
عزیزمی علی جون بامزه
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله مهربونم